پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979، تغییرات عمدهای در عرصههای مختلف کشور به وجود آمد که از جمله مهمترین آنها، تغییرات عمیق فرهنگی و اجتماعی بود. جمهوری اسلامی ایران در تلاش برای ایجاد یک نظام سیاسی و اجتماعی بر اساس اصول اسلامی، به شکلدهی مجدد ارزشها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی پرداخت. این تغییرات نه تنها تأثیرات زیادی بر زندگی روزمره مردم ایران گذاشت، بلکه زمینهساز بازتعریف هویت ملی و دینی ایرانیان نیز شد. در این مقاله، آثار فرهنگی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران بر جامعه ایرانی از جنبههای مختلف مورد بررسی قرار میگیرد.
در سالهای اخیر، مقاومت اسلامی در منطقه خاورمیانه با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. عملیاتهای متعدد، ترورهای ناجوانمردانه رهبران مقاومت، و درگیریهای شدید با رژیم صهیونیستی، مقاومت را به مرحلهای حساس رسانده است. در این میان، یکی از مسائل حیاتی که مقام معظم رهبری به آن تأکید دارند، جهاد تبیین است؛ یعنی تبیین درست وقایع، تحلیلهای صحیح و بهموقع، و آگاهسازی عمومی بر اساس حقایق میدان. در این مقاله، به نقش جهاد تبیین در مقاومت اسلامی و شرایط کنونی مقاومت و وظایف ما در این عرصه خواهیم پرداخت.
خاورمیانه به عنوان یکی از حساسترین مناطق جهان، همیشه شاهد درگیریهای ژئوپلیتیکی بوده است. جنگها و درگیریهایی که در این منطقه رخ میدهند، نه تنها از لحاظ جغرافیایی و سیاسی اهمیت دارند، بلکه به لحاظ ایدئولوژیک و دینی نیز تأثیرگذار هستند. در این میان، نبرد میان نیروهای مقاومت اسلامی و رژیم صهیونیستی (اسرائیل) به عنوان یکی از بزرگترین محورهای درگیری شناخته میشود. حزبالله لبنان به عنوان یکی از نمادهای برجسته مقاومت اسلامی، نقش ویژهای در مقابله با اسرائیل ایفا کرده است. این مقاله به بررسی نقش حزبالله در این نبرد، استراتژیهای نظامی و دینی و همچنین تأثیرات جهانی آن خواهد پرداخت.
در عصر حاضر، مفاهیم ایمان و آگاهی و همچنین ایمان آگاهانه بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازبینی و تحلیل دقیق هستند. ایمان، به عنوان یکی از ارکان اساسی در زندگی انسانها، زمانی ارزش واقعی خود را پیدا میکند که با آگاهی عمیق همراه شود. بدون این آگاهی، ایمان تنها یک باور سطحی و متزلزل خواهد بود. در این مقاله، تلاش میکنیم تا با بررسی نوع ایمان پیامبران و تفاوت آن با رهبران غیرالهی، به نقش آگاهی در شکلگیری ایمان تعهدآور بپردازیم.
اسلام دینی است که حضور فعال در جامعه و توجه به مسائل اجتماعی را از مؤمنان میطلبد. یعنی به عبارت دقیق تر اسلام اجتماعی است. در تفکر اسلامی، رهبانیت و کنارهگیری از جامعه به شدت نفی شده و جای خود را به مسئولیتپذیری در قبال دیگران و جامعه داده است. آیتالله خامنهای در کتاب « طرح کلی اندیشه اسلامی» به تبیین این موضوع پرداخته و بر لزوم ورود صحیح به مسائل اجتماعی تاکید میکند. در این مقاله به بررسی اصول و مبانی اسلام اجتماعی و نقشی که تقوا در این مسیر ایفا میکند، میپردازیم.
تمدن غرب، که در طی قرنها به عنوان نماد پیشرفت، آزادی، و حقوق بشر معرفی شده است، در عین حال ریشههای عمیقتری دارد که کمتر مورد توجه قرار میگیرد: نژادپرستی. برخلاف آنچه در تبلیغات و فلسفههای مدرن غربی به نمایش گذاشته میشود، اساس واقعی این تمدن بر پایهای تیرهتر بنا شده است. این مقاله تلاش میکند تا این ریشهها را بررسی کرده و نشان دهد که چگونه نژادپرستی به عنوان بنیان اصلی تمدن غربی در طول تاریخ تأثیرات خود را بر جوامع و فرهنگهای مختلف گذاشته است.
تمدن غرب مدیون اسلام است. تمدن اسلامی از قرن هشتم تا سیزدهم میلادی دوران طلایی خود را تجربه کرد، دورهای که دستاوردهای علمی، فرهنگی، و اجتماعی بسیاری به جهان ارائه شد. در این دوران، مسلمانان نقش کلیدی در حفظ و انتقال دانشهای باستانی، توسعه علوم جدید، و نوآوری در زمینههای مختلف ایفا کردند
در این تحلیل قصد داریم مفهوم «امت اسلامی» و اهمیت وحدت میان مسلمانان را بررسی کنیم، موضوعی که رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی اخیر خود به مناسبت آغاز هفته وحدت به آن اشاره کردند. این سخنرانی بهوضوح بر اهمیت وحدت اسلامی و خطرات تفرقه میان مسلمانان تأکید میکند. در این مقاله، با تکیه بر این سخنرانی، به دنبال اثبات این نکته هستیم که در شرایط کنونی، حفظ وحدت اسلامی حیاتی است و تفرقهافکنی و دوگانگی به ضرر امت اسلامی و مصالح همه ملتها خواهد بود.
سوال بسیار مهمی که باید به آن پرداخت این است که آیا جمهوری اسلامی ایران با توجه به مخالفت های گسترده مردم بازهم از لحاظ دینی مشروعیت دارد که به کار خودش ادامه بدهد ؟
پس باتوجه به هرآنچه که درمباحث گذشته بیان شد، فقیه باید موضوع شناس باشد وگرنه فریب می خورد،زیرا موضوع را به دیگران واگذارکرده و آنها موضوع رامی سازند.در حقیقت فقیه در نظام ارزشی غرب حرکت کرده ونتیجه آن درجایگاه سیستم ربوی و... مشخص می شود.
بزرگترین دفاع، دفاع از کارآمدی دین است.نیازی نیست کسی را مسلمان کنیم بلکه باید کارآمدی دین را اثبات کنیم،آنگاه همه مسلمان میشوند!
بعضی فقط فلسفه را قبول دارند،بعضی همچون بودایی ها فقط عرفان و برخی مثل سلفی ها وحی را تنها منبع می دانند. همچنین عده ای ترکیبی هستندومنطق جامع معرفت-علم و فلسفه و عرفان و وحی-را محور قرار داده اند.بایددانست که با ترکیب اینها می توان علم دینی تولید کرد.باید رابطه بین این چهار مورد مشخص باشد که هنگام تعارض یکی مقدم باشد. همه برآنندکه به نیازهای انسان پاسخ بدهند. انسان اساسا سه نیاز دارد:
نیاز های حیوانی(خوراک، پوشاک، مسکن و...)
نیاز انسانی(نوع دوستی، وطن دوستی، کمک به نیازمندان و ...)
نیاز های متعالی(از کجا آمده ام،به کجا می روم، جهان بینی و...)
فقیه خود باید بر اساس مبانی متقن معرفتشناسی اسلام، با ترکیب مبانی معرفتی وحی، فلسفه، عرفان و علم تجربی و با رویکرد حکومتی به فقه، نظامات فقهی تولید نماید؛ همچون فقه سیاست، فقه اقتصاد، فقه امنیت، فقه بین الملل، فقه پزشکی، فقه فضای مجازی و دیگر شاخههای فقه تخصصی؛ تا با این طراحی، در موضوعات ساخته شده نظامهای اجتماعی مدرن گرفتار نشود.الگوی ترکیبی نگارنده در مبانی معرفتشناسی تمدنسازی اسلامی نظریه منشئیت صدور وحی است. طبق این نظریه، دین حقیقی و ناب که چیزی جز وحی الهی و آموزههای اولیای معصوم نیست، تنها مصداق منبع و بسته معارف الهی است. طبق این مبنا خداوند متعال کلیات و جزئیات امور اخروی را توسط رسولانش برای انسان تبیین نموده است، همچنین خداوند كلیات و جزئیات امور دنیوی را نیز در اختیار بشر قرار داده است؛ جز اینکه درك و فهم آن نیاز به تخصص و طهارت ویژه دارد.
ر تمامی نظامهای ساخته مدرنیته نیز همین تکیه به معرفتشناسی پوزیتیویستی وجود دارد، براین اساس فقیه خودش باید متکفل موضوعشناسی و موضوعسازی شود تا بتواند حکم الهی را کشف نماید و تطبیق خارجی دهد؛ درنتیجه فقیه باید خود برپایه نظام معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی اسلام، علوم انسانی اسلامی را طراحی نماید تا بر اساس همین موضوعسازی متخصصانه خود حکم الهی را هم کشف نماید و فتوای فقهی صادر نماید. بر اساس این نکته، چون جامعه مخاطب فقیه قبل از مدرنیته، گرفتار علوم وارداتی انسانی نبود، به راحتی موضوع برای فقیه قابل کشف بود و فقیه برنامه زندگی انسانها را به صورت درست پیریزی مینمود و اصلاً متهم به انفعالی بودن نمیشد، ولی در دوره مدرن، فقیه موضوعسازی در علوم انسانی را به عقل خودبنیاد پوزیتیویستی سپرد و در مقابل این موضوعسازی منفعل گردید و این انفعال به نوعی منجر به کشف نشدن دقیق حکم الهی شد.
ادامه عکس العمل های اندیشمندان مسلمان در مواجهه با پوزیتیویسم از زمان قاجار تا انقلاب اسلامی :
- تلاش در راستاي معرفی بُعد اجتماعی دین با تکیه بر آموزههاي قرآنی
- توسل به فلسفه اسلامی و مطالعات تطبیقی و انتقادی (دفاع از دین توسط فلسفه)
- توسل به انقلاب اسلامی ایران(انفجارنور)
اتفاقاتی در روز دحوالارض افتاده است که به صورت اختصار به آن ها میپردازیم
1- پهن شدن زمین از محل کعبه
2- متولد شدن حضرت ابراهیم و حضرت عیسی (ع)
3- به خشکی نشستن کشتی حضرت نوح
این اتفاقات درخور تامل هست و نمیتوانیم از کنار آن ها به سادگی عبور بکنیم
ادامه عکس العمل های اندیشمندان مسلمان در مواجهه با پوزیتیویسم از زمان قاجار تا انقلاب اسلامی :
- توسل به علم مدرن (تلاش در راستاي تلفیق علم و دین)
- تلاش در راستاي معرفی بُعد اجتماعی و انقلابی دین با تکیه بر علوم اجتماعی مدرن
- جمع میان کلام کلاسیک و سنتی و علم مدرن
جهان اسلام در دوران مدرن با جریان شناختی پوزیتویسم در ساختارسازی تمدن غرب مواجه بود. مکتب پوزیتویسم منطقی با مبانی معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی خود توانست نظامهای اجتماعی بنا کرده و علوم انسانی را نیز در راستای طراحی این نظامها تولید بنماید که درمقاله قبل به چندنمونه ازآن اشاره شد.
از سوی دیگراندیشمندان مسلمان در مقابل این مکتب معرفتشناسی علممحور (تجربهگرا) ، عکس العملهایی داشتهاند که نحوه مواجهه این اندیشمندان همراه با نگرش معرفتشناسی فقیه در تمدنسازی نقش بسزایی دارد.
مکتب معرفتشناسی پوزیتیویستی، با اصالتدادن انحصاری به تجربه، هستیشناسی خاصی از خود بهجا گذاشته است. برای درک این جهانبینی باید ساختار معرفتشناسی، هستیشناسی و انسانشناسی مدرن مورد خوانش قرار گیرد.
درواقع خیلی از نظریات هستی شناسی مانند نظریه بیگ بنگ ،تکامل حیات آپارین و اصل تبدل انواع داروین برخاسته ازهمین مکتب فکری است.
ساختارسازی و نظامسازی اجتماعی بشریت از مهمترین رسالتهای پیامبران الهی بوده است، پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نیز از این امر مستثنی نبوده و با ارائه دین کامل اسلام، برنامه دنیوی و اخروی انسانها را ابلاغ نموده است.
دین اسلام همچون سایر ادیان وحیانی در صدد به سعادت رساندن انسان در زندگی دنیوی و اخروی بوده و هست. اجرایی شدن وحی در جامعه انسانی در قالب برپایی حکومت الهی، از آرمانهای همه پیامبران است. اما عدهای از پیامبران بهخاطر شرائط زمانه خود نتوانستند حکومت عدل برپا نمایند. در این میان پیامبر اسلام توانستند حکومت دینی با محوریت شهر مدینه را تأسیس نمایند که این حکومت مظهر آموزههای بینشی و ارزشی اسلامی باشد. اهتمام آن حضرت بر طراحی نظامهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دیگر نظامها با تکیه بر وحی الهی بود.
یکی از مهمترین چالش هایی که از ابتدای تاریخ بشریت وجوددارد،این است که باتوجه به اینکه انسان ها فطرتا جمعی زندگی می کنند،با چه مبنای فکری این جوامع را باید اداره کرد؟ بیان دیگر اینکه بهترین برنامه برای اداره جوامع تا رسیدن به اوج شکوفایی انسانی وتمدن چیست؟!
آیا نسخه هایی که بشریت تابه حال برای تحقق این مهم داده است، کافی و مفیدفایده بوده است؟
آیا پس از تجربه های متمادی در طول تاریخ توانسته اند به یک برنامه کامل با کمترین عیب و نقص برسند؟
بافرض اینکه نظریه های بسیار غنی در این مسئله وجودداشته باشد،چه مقدار از این نظریه ها به عرصه عمل رسیده است؟
ارتش رژیم صهیونیستی از زمان تشکیل خود که قدمت آن به اعلام موجودیت این رژیم با اشغالگری سرزمینهای فلسطینی بر میگردد، جنایتهای زیادی را علیه ملت فلسطین و دیگر ملتهای منطقه انجام داده است.