آرشیو همه مقالات سایت

نژادپرستی

نژادپرستی، اساس تمدن غرب

تمدن غرب، که در طی قرن‌ها به عنوان نماد پیشرفت، آزادی، و حقوق بشر معرفی شده است، در عین حال ریشه‌های عمیق‌تری دارد که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: نژادپرستی. برخلاف آنچه در تبلیغات و فلسفه‌های مدرن غربی به نمایش گذاشته می‌شود، اساس واقعی این تمدن بر پایه‌ای تیره‌تر بنا شده است. این مقاله تلاش می‌کند تا این ریشه‌ها را بررسی کرده و نشان دهد که چگونه نژادپرستی به عنوان بنیان اصلی تمدن غربی در طول تاریخ تأثیرات خود را بر جوامع و فرهنگ‌های مختلف گذاشته است.
علل پیدایش و پیامدهای فرقه‌های نوظهور و انحرافی

علل پیدایش و پیامدهای فرقه‌های نوظهور و انحرافی

اسلام به عنوان یکی از ادیان الهی که به دنبال هدایت بشر به سوی کمال و سعادت است، همواره مورد تهدید و دشمنی بدخواهان قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین ابزارهای این دشمنی، راه‌اندازی و گسترش فرقه‌های نوظهور و انحرافی است که از طریق منحرف کردن عقاید دینی و اجتماعی مسلمانان، هدف تضعیف اسلام را دنبال می‌کنند. در این مقاله، به بررسی علل پیدایش این فرقه‌ها و پیامدهای آن‌ها بر جامعه اسلامی پرداخته و به راهکارهای مقابله با آن‌ها اشاره خواهیم کرد.
تفاوت فلسفه اسلامی و فلسفه غرب در رئالیسم و ایدئالیسم

تفاوت فلسفه اسلامی و فلسفه غرب در رئالیسم و ایدئالیسم

فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شاخه‌های اندیشه انسانی، طی قرون مختلف به تفسیر و تأویل حقیقت و واقعیت پرداخته است. دو جریان اصلی که همواره در فلسفه مطرح بوده‌اند، رئالیسم و ایدئالیسم هستند. رئالیسم به معنای پذیرش وجود مستقل از ذهن برای جهان خارجی است، در حالی که ایدئالیسم تاکید دارد که واقعیت از ذهن و ایده‌ها سرچشمه می‌گیرد. این دو جریان در فلسفه اسلامی و فلسفه غرب تأثیرات مهمی داشته‌اند و هر کدام به‌نوعی نماینده دیدگاه‌هایی متفاوت در مورد واقعیت و حقیقت هستند. این مقاله به بررسی تفاوت‌های فلسفه اسلامی و فلسفه غرب از منظر رئالیسم و ایدئالیسم می‌پردازد و نشان می‌دهد که تفکر فلسفه اسلامی به‌طور عمده رئالیستی است، در حالی که فلسفه غرب، به‌ویژه در دوران مدرن، گرایش به ایدئالیسم دارد.
شناخت (تعریف و اهمیت)

شناخت (تعریف و اهمیت)

شناخت به معنای آگاهی، فهم و درک درست از واقعیت‌های پیرامون ما است. این مفهوم اساسی در زندگی بشر به انسان کمک می‌کند تا نه تنها با چالش‌های روزمره زندگی بهتر مواجه شود، بلکه در تمامی جوانب زندگی، از مسائل فردی گرفته تا اجتماعی و حتی جنبه‌های معنوی، تصمیمات هوشمندانه‌تری بگیرد. انسان‌ها به‌طور ذاتی به دنبال شناخت و فهم جهان اطراف خود هستند، و بدون آن، فرد در برابر واقعیت‌های زندگی دچار سردرگمی و ناتوانی در تصمیم‌گیری می‌شود.
10

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۱۰

پس باتوجه به هرآنچه که درمباحث گذشته بیان شد، فقیه باید موضوع شناس باشد وگرنه فریب می خورد،زیرا موضوع را به دیگران واگذارکرده و آنها موضوع رامی سازند.در حقیقت  فقیه در نظام ارزشی غرب حرکت کرده ونتیجه آن درجایگاه سیستم ربوی و... مشخص می شود. بزرگترین دفاع، دفاع از کارآمدی دین است.نیازی نیست کسی را مسلمان کنیم بلکه باید کارآمدی دین را اثبات کنیم،آنگاه همه مسلمان میشوند!
9

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۹

بعضی فقط فلسفه را قبول دارند،بعضی همچون بودایی ها فقط عرفان و برخی مثل سلفی ها وحی را تنها منبع می دانند. همچنین عده ای ترکیبی هستندومنطق جامع معرفت-علم و فلسفه و عرفان و وحی-را محور قرار داده اند.بایددانست که با ترکیب اینها می توان علم دینی تولید کرد.باید رابطه بین این چهار مورد مشخص باشد که هنگام تعارض یکی مقدم باشد. همه برآنندکه به نیازهای انسان پاسخ بدهند. انسان اساسا سه نیاز دارد: نیاز های حیوانی(خوراک، پوشاک، مسکن و...) نیاز انسانی(نوع دوستی، وطن دوستی، کمک به نیازمندان و ...) نیاز های متعالی(از کجا آمده ام،به کجا می روم، جهان بینی و...)
8

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۸

فقیه خود باید بر اساس مبانی متقن معرفت­شناسی اسلام، با ترکیب مبانی معرفتی وحی، فلسفه، عرفان و علم تجربی و با رویکرد حکومتی به فقه، نظامات فقهی تولید نماید؛ همچون فقه سیاست، فقه اقتصاد، فقه امنیت، فقه بین الملل، فقه پزشکی، فقه فضای مجازی و دیگر شاخه­های فقه تخصصی؛ تا با این طراحی، در موضوعات ساخته شده نظام­های اجتماعی مدرن گرفتار نشود.الگوی ترکیبی نگارنده در مبانی معرفت‌شناسی تمدن‌سازی اسلامی نظریه منشئیت صدور وحی است. طبق این نظریه، دین حقیقی و ناب که چیزی جز وحی الهی و آموزه‌های اولیای معصوم نیست، تنها مصداق منبع و بسته معارف الهی است. طبق این مبنا خداوند متعال کلیات و جزئیات امور اخروی را توسط رسولانش برای انسان تبیین نموده است، همچنین خداوند كلیات و جزئیات امور دنیوی را نیز در اختیار بشر قرار داده است؛ جز اینکه درك و فهم آن نیاز به تخصص و طهارت ویژه دارد.
7

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۷

ر تمامی نظام­های ساخته مدرنیته نیز همین تکیه به معرفت­شناسی پوزیتیویستی وجود دارد، براین اساس فقیه خودش باید متکفل موضوع­شناسی و موضوع­سازی شود تا بتواند حکم الهی را کشف نماید و تطبیق خارجی دهد؛ درنتیجه فقیه باید خود برپایه نظام معرفت­شناسی، هستی­شناسی و انسان­شناسی اسلام، علوم انسانی اسلامی را طراحی نماید تا بر اساس همین موضوع­سازی متخصصانه خود حکم الهی را هم کشف نماید و فتوای فقهی صادر نماید. بر اساس این نکته، چون جامعه مخاطب فقیه قبل از مدرنیته، گرفتار علوم وارداتی انسانی نبود، به راحتی موضوع برای فقیه قابل کشف بود و فقیه برنامه زندگی انسان­ها را به صورت درست پی­ریزی می­نمود و اصلاً متهم به انفعالی بودن نمی‌شد، ولی در دوره مدرن، فقیه موضو­ع­سازی در علوم انسانی را به عقل خودبنیاد پوزیتیویستی سپرد و در مقابل این  موضوع‌سازی منفعل گردید و این انفعال به نوعی منجر به کشف نشدن دقیق حکم  الهی شد.
6

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۶

ادامه عکس العمل های اندیشمندان مسلمان در مواجهه با پوزیتیویسم از زمان قاجار تا انقلاب اسلامی : - تلاش در راستاي معرفی بُعد اجتماعی دین با تکیه بر آموزه­هاي قرآنی - توسل به فلسفه اسلامی و مطالعات تطبیقی و انتقادی (دفاع از دین توسط فلسفه) - توسل به انقلاب اسلامی ایران(انفجارنور)
5

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۵

ادامه عکس العمل های اندیشمندان مسلمان در مواجهه با پوزیتیویسم از زمان قاجار تا انقلاب اسلامی : - توسل به علم مدرن (تلاش در راستاي تلفیق علم و دین) - تلاش در راستاي معرفی بُعد اجتماعی و انقلابی دین با تکیه بر علوم اجتماعی مدرن - جمع میان کلام کلاسیک و سنتی و علم مدرن
4

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۴

جهان اسلام در دوران مدرن با جریان شناختی پوزیتویسم در ساختارسازی تمدن غرب مواجه بود. مکتب‌ پوزیتویسم منطقی با مبانی معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و انسان‌شناسی خود توانست نظام‎‌های اجتماعی بنا کرده و علوم انسانی را نیز در راستای طراحی این نظام‌ها تولید بنماید که درمقاله قبل به چندنمونه ازآن اشاره شد. از سوی دیگر‌اندیشمندان مسلمان در مقابل این مکتب معرفت‌شناسی علم­محور (تجربه­گرا) ، عکس‌ العمل‌هایی داشته‌اند که نحوه مواجهه این ‌اندیشمندان همراه با نگرش معرفت­شناسی فقیه در تمدن‌سازی نقش بسزایی دارد.
3

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۳

مکتب معرفت­شناسی پوزیتیویستی، با اصالت­دادن انحصاری به تجربه، هستی­شناسی خاصی از خود به­جا گذاشته است. برای درک این جهان­بینی باید ساختار معرفت­شناسی، هستی­شناسی و انسان­شناسی مدرن مورد خوانش قرار گیرد. درواقع خیلی از نظریات هستی شناسی مانند نظریه بیگ بنگ ،تکامل حیات آپارین و اصل تبدل انواع داروین برخاسته ازهمین مکتب فکری است.
تقابل2

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۲

ساختارسازی و نظام‌سازی اجتماعی بشریت از مهم‌ترین رسالت‌های پیامبران الهی بوده است، پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نیز از این امر مستثنی نبوده و با ارائه دین کامل اسلام، برنامه دنیوی و اخروی انسان‌ها را ابلاغ نموده است. دین اسلام همچون سایر ادیان وحیانی در صدد به‌ سعادت رساندن انسان در زندگی دنیوی و اخروی بوده و هست. اجرایی ‌شدن وحی در جامعه انسانی در قالب برپایی حکومت الهی، از آرمان‌های همه پیامبران است. اما عده‌ای از پیامبران به‌خاطر شرائط زمانه خود نتوانستند حکومت عدل برپا نمایند. در این میان پیامبر اسلام توانستند حکومت دینی با محوریت شهر مدینه را تأسیس نمایند که این حکومت مظهر آموزه‌های بینشی و ارزشی اسلا‌می ‌باشد. اهتمام آن حضرت بر طراحی نظام‌های سیاسی، اقتصادی، امنیتی و دیگر نظام‌ها با تکیه بر وحی الهی بود.
تقابل اسلام و غرب دراداره جامعه1

تقابل فکری جمهوری اسلامی و غرب در اداره جامعه ۱

یکی از مهمترین چالش هایی که از ابتدای تاریخ بشریت وجوددارد،این است که باتوجه به اینکه  انسان  ها فطرتا جمعی زندگی می کنند،با چه مبنای فکری این جوامع را باید اداره کرد؟ بیان دیگر اینکه بهترین برنامه برای اداره جوامع تا رسیدن به اوج شکوفایی انسانی وتمدن چیست؟! آیا نسخه هایی که بشریت تابه حال برای تحقق این مهم داده است، کافی و مفیدفایده بوده است؟ آیا پس از تجربه های متمادی در طول تاریخ توانسته اند به یک برنامه کامل با کمترین عیب و نقص برسند؟ بافرض اینکه نظریه های بسیار غنی در این مسئله وجودداشته باشد،چه مقدار از این نظریه ها به عرصه عمل رسیده است؟
برای مشاهده خریدهای خود باید وارد حساب کاربری خود شوید
سبد خرید شما
آخرین اطلاعیه ها
لطفا برای نمایش اطلاعیه ها وارد شوید
سبد خرید شما